یادش بخیر دوسال بود ماه رمضونا میرفتم عراق وشبای قدر رو اونجا میگذروندماما امسالهر کاری که کردم نشد که نشدایشالا سالای بعدنزدیک دو ماه دیگه دخترم نازنین زهرا یکساله میشهاینروزا عجیب خودشو توو دلم عزیز کرده طوریکه حتی طاقت یکروز دور بودن ازدخترم رو ندارمهنوز راه رفتن بلد نیست و از صبح که پامیشه دایم در حال چهار دستوپارفتن توی خونه سماشالا اروم هم نمیگیره و دایم منو مامانش باید مراقبش باشیمخودمونیمپدر بودنم خیلی سخته ها دلنوشته های عباس..شاعری تنها...
ما را در سایت دلنوشته های عباس..شاعری تنها دنبال میکنید
برچسب: یادش,بخیر, نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:05